درباره ما

سلام و خسته نباشید کسی امروز مطرح کرد که من معصوم بودن ائمه را قبول ندارم چون کسی که معصوم بوده و از اول طوری خلق شده که نتواند گناهی کند پس هنری در راه دین انجام نداده ، من هم پاسخم این بود که اتفاقا معصوم بوده اند چون اگر معصوم نبودند ، مردم نمیتوانستند حرفشان را بپذیرند چون بشر از کسی پیروی میکند که حرف و عملش یکی باشد و فقط معصوم هست که از انجام خطا مبراست ، ولی اون شخص قانع نشد لطفا کمک کنید تا پاسخ بهتری بتوانم بدهم .چون این شخص میگه پس ما هرگز نمیتونیم از آنها پیروی کنیم چون از جنس معصوم نیستیم و بنابراین فقط آنها قادر به رعایت قوانین اسلام بوده اند و نه ما
کد سؤال: ۲۱۰۴۹عقاید شیعه و پاسخ به شبهات آن
امامت و ائمه (علیهم السلام) »امامت عامه »امامت عامه مفاهیم و کلیات »عصمت
تعداد بازدید: ۲۵
سلام و خسته نباشید کسی امروز مطرح کرد که من معصوم بودن ائمه را قبول ندارم چون کسی که معصوم بوده و از اول طوری خلق شده که نتواند گناهی کند پس هنری در راه دین انجام نداده ، من هم پاسخم این بود که اتفاقا معصوم بوده اند چون اگر معصوم نبودند ، مردم نمیتوانستند حرفشان را بپذیرند چون بشر از کسی پیروی میکند که حرف و عملش یکی باشد و فقط معصوم هست که از انجام خطا مبراست ، ولی اون شخص قانع نشد لطفا کمک کنید تا پاسخ بهتری بتوانم بدهم .چون این شخص میگه پس ما هرگز نمیتونیم از آنها پیروی کنیم چون از جنس معصوم نیستیم و بنابراین فقط آنها قادر به رعایت قوانین اسلام بوده اند و نه ما

باسلام

دوست گرامی

قبلا سوالی با همین مضمون، ذیل بحث آیه تطهیر مطرح شده، و پاسخ آن داده شده، بنده همان پاسخ را برای شما ارسال می کنم:


اصولا در اراده تشریعی، امر و نهی خداوند به شخص دارای اختیار تعلق میگیرد و آن شخص نیز در انجام آن دخالت دارد و مجبور نمی باشد، اراده تکوینی به معنای این است که خدا اراده کاری را کرده باشد، بنابراین آن عمل، فعل خدا به حساب خواهد آمد و در تحقق آن امری دخالت ندارد و با خواست و اراده خداوند، مراد یعنی امر خواسته شده موجود شده و به درجه فعلیت خواهد رسید(انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون)؛ اما در آیه که اشاره فرمودید به دلائلی نوع اراده از نوع اراده تشریعی نبوده است و اراده مطرح در ایه، اراده تکوینی است، از مواردی که نشان دهنده این برداشت می باشد، به کار رفتن ادات انحصار(انما) که برای حصر و اختصاص به کار میرود می باشد، با تعریفی که از اراده تشریعی و تکوینی بیان شد و با توجه به کلماتی که در آیه بکار رفته است، مشخص است که اینگونه نیست که خواست خداوند و امر ونهی الهی برای ترک پلیدی و زشتی و گناه فقط مربوط به اهل بیت علیهم السلام باشد، بلکه همواره امر و نهی خدا از زمان آدم تا خاتم این بوده است که افراد از پلیدی فاصله بگیرند، بنابراین این حصر و اختصاص نشان میدهد مقصود و اراده ای غیر از اراده تشریعی در بین باشد، در غیر اینصورت، حصر و اختصاص بی مفهوم و بی محل است، همچنین در آیه شریفه(عنکم) هم مقدم شده که خود این تقدیم جار و مجرور( عن حرف جار و ترکیب عنکم جار و مجرور نامیده میشود) خود تاکید دیگری است که این اراده درمورد مخصوص اهل بیت علیهم السلام است و دیگران در آن شریک نیستند و با اراده الهی در مورد دوری همه خلائق از رجس متفاوت است.

درمورد منشاء عصمت بیان شده است که علم به ملکوت گناه و پلیدی آن منشاء ترک گناه شده و سبب میشود که معصوم به سمت گناه نرود، اما اینکه خداوند چرا علم به قبح و پستی گناه را در اختیار افراد دیگر نگذاشته تا آنهاهم به عصمت برسند، باید پاسخ داد این اختصاص دادن، امر بدون حسابی نمی باشد، بلکه در چارچوب تعریف شده ای می باشد و مساله ای است که سنت خدا بوده و سابقه دارد:

وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَکَانُوا بِآیاتِنَا یُوقِنُون، السجدة:۲۴

از میان آنها، پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما امت را هدایت کنند، چون (این پیشوایان)، صابر بودند و هم به گفتار و نشانه های ما یقین داشتند.

خداوند میداند اهل بیت علیهم السلام فقط دنبال طاعت و بندگی خدا هستند، با توجه به آگاهی از این مطلب، اراده تکوینی خدا به این تعلق میگیرد که اینها را از هرگونه پلیدی دور کند، بنابراین آگاهی خداوند سبب و منشا این اراده تکوینی قرار میگیرد، نکته دیگری هم که باید بیان شود این است اینگونه ادله عصمت مانند آیات قرآن که استحاله گناه را در مورد معصوم بیان میکند، از نوع استحاله وقوعی است؛ توضیح مطلب: وقتی خداوند متعال به وسیله آیه تطهیر، گناه را از امام محال میداند، در واقع استحاله و محال بودن را از نوع استحاله وقوعی مدنظر دارد، یعنی اینکه به حسب محاسبه و نظر، امکان گناه کردن از امام وجود دارد و او نیز میتواند گناه کند، این مفهوم مورد تصریح قران هم قرار گرفته است و بیان میکند که امکان این مطلب هست

وَلَقَدْ أُوحِیَ إِلَیْکَ وَإِلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکَ لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَلَتَکُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِینَ الزمر:۶۵

به تحقیق به تو و کسانی که قبل از تو بودند وحی شد اگر شرک بورزند، اعمال خوب شما از بین خواهد رفت و از زیانکاران محسوب خواهید شد.

این آیه به وضوح نشان میدهد که امکان این ارتکاب چه از نظر عقلی و چه از نظر ذاتی وجود دارد و اگر این گونه نبود و امام مجبور بود معنا نداشت که از گناه نهی شود، اما به واسطه یقینی که اهل بیت دارند، امکان وقوع گناه از اهل بیت علیهم السلام تصور ندارد و با توجه به آیه تطهیر، وقوع گناه، خطا و نسیان از امام دفع شده است.

نکته دیگری که پیرامون علم امام به ملکوت گناهان باید در نظر گرفت این است که علم امام به گناهان و پلیدی واقعی آنان نوعی، از یقین به کلام الهی است که نتیجه علم حضوری به گناه و اثرات آن است، این نوع علم با علم ما به وقایع که تا امری را حس نکنیم و برای ما مفادش ثابت نشود، متفاوت است(علم حصولی)، علم اهل بیت به گناه از این نوع است نه اینکه الزاما امام داخل بهشت شده باشد یا اینکه داخل جهنم شده باشد، تا اینکه با حس کردن لذت و الم بهشت و جهنم دیگر سراغ گناه نرود یا اینکه دائم در مسیر ورود به بهشت حرکت کند، بلکه به معنای این است که آن قدر به کلام خدا یقین دارد که کلام خدا درعمق جانش مینشیند و یقین به فرمایش الهی پیدا میکند، این همان مطلبی است که امامان معصوم علیهم السلام به آن تصریح کرده اند

وقال أمیر المؤمنین - علیه السّلام : لو کشف لی الغطاء ما ازددت یقینا ؟ .

العلامه حلی، جلد ۳، ص۴۴، منتهی المطلب،

امام علی علیه السلام فرمود: اگر پرده ها برایم کنار رود، به یقین من چیزی افزوده نمیشود

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات

* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

بازگشت